تبلیغات
♥ღدل شکــــــستـــــــــــــــه♥ღ

mouse code

كد ماوس

جاوا اسكریپت


دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین


♥ღدل شکــــــستـــــــــــــــه♥ღ

دلم شکست وکس صدایش نشنید وای که دلم چه بی صدا می شکند

سلام برو بچ ازالان باید منو تحمل كنین ببخشید

ssssssssssssssssssssssssssssssssssssss

                           &

kkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk


نوشته شده در چهارشنبه 31 فروردین 1390 ساعت 01:20 ب.ظ توسط sara نظردهید | |


شکستن دل، به شکستن استخوان دنده می‌ماند؛

از بیرون همه‌چیز روبه ‌راه است، اما هر نفس،

درد ا‌ست که می‌کشی . . .


نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد 1391 ساعت 07:20 ب.ظ توسط sara نظرات | |


کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو میمانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دستهای تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود


نوشته شده در جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 07:19 ب.ظ توسط sara نظرات | |


ای ماه  سر به مهر ، سراز سجده برمدار

پشت سرت کسی است که شق القمر میکند


نوشته شده در جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 07:15 ب.ظ توسط sara نظرات | |


خدایا دلم برات تنگ میشه

با اینکه میدونم همه جایی

اما به آسمون نگا میکنم

چراکه آسمون سه نشونه ازت داره:

بی انتهاست

بی دریغه

وچون تویه دست مهربون داری که همیشه بالا سرمونه


نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد 1391 ساعت 07:09 ب.ظ توسط sara نظرات | |


هر چی مهربون تر باشی بیشتر بهت ظلم میكنند....

هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت شك میکند....

هر چه دلسوز تر باشی بیشتر دلتو میشكنن ....

هر چه قلبت رو آسون تر در اختیار بذاری راحت تر لهش می كنند....

هر چه آروم تر باشی فكر میكنند آدم ضعیفی هستی....

... ... هر چه بیشتر به فكر دیگران باشی بیشتر حقت رو میخورند....

هر چی خودت رو خاكی تر نشون بدی واست كمتر ارزش قائلند....!!!!

و این حقیقت زندگیست...

نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد 1391 ساعت 07:19 ب.ظ توسط sara مرهمی بزن بر دل شکسته ام | |


 

ما به یکدیگربدهکاریم

به خاطرتمام دوستت دارم هایی که

پشت دیوار قلبمان پنهان کردیم

تانشان دهیم منطقی هستیم


نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد 1391 ساعت 04:49 ب.ظ توسط sara نظرات | |


پشت چراغ قرمز پسرکی باچشمان معصوم

ودستانی کوچک گفت:

چسب زخم نمیخواهی؟

5تا100تومن

آهی کشیدم وگفتم:

تمام چسب زخمهایت راهم که بخرم

نه زخم های من خوب می شود

ونه زخم های تو

 


نوشته شده در جمعه 13 مرداد 1391 ساعت 04:48 ب.ظ توسط sara نظرات | |


هیچگاه عشق راگدایی نکنید

چون

به گداچیز باارزشی داده نمی شود

 


نوشته شده در جمعه 13 مرداد 1391 ساعت 04:46 ب.ظ توسط sara نظرات | |


 

 

 

 

 

 

تنهایی یه دردبی درمونه خوش به حال اونایی که یه همدم دارن که همیشه کنارشونه حتی اگه همه ی دنیا مال تو باشه اما محبت نباشه عین یه پازل نیمه تمومه که یه تکش نیست .

یه زندگی باید همه چیز داشته باشه واین داشتنا به تلاش خودت بستگی داره آهای اونایی که دلتون شکسته هیچوقت کاملا

به یه نفر اعتماد نکنین حتی به خودتون

اینو داشته باش:

عشق یعنی باتو ساختن ازجنون

عشق یعنی سوختن تاساختن

عشق یعنی عقل ودین راباختن

 

                                                                                             نه عشقای امروزی    

                                                         که

کشکه


نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت 04:45 ب.ظ توسط sara نظرات | |


از تصا دف جان سالم به دربرده بود

 

ومی گفت:

 

مدیون ماشین مدل بالایی است که سبب نجات جانش شده....

 

وخداوند همچنان لبخند میزد

 


نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد 1391 ساعت 04:43 ب.ظ توسط sara نظرات | |


 

 

 

 

 

روز مرگم هرکه شیون کند

ازدوروبرم دورکنید

همه رامست وخراب ازمی وانگورکنید

مزد غسال مرا سیروشرابش بدهید

مست مست ازهمه جا

حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ

پیر،میخانه بخواند غزلی ازحافظ

جای تلقین به بالای سرم

دف بزنید.شاهدی رقص کند

جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید

اندرون دل من یک قلم تاک زنید

روی قبرم بنویسید:

وفاداری برفت،

آن جگر سوخته ،

خسته ازاین داربرفت

 

 

 


نوشته شده در سه شنبه 10 مرداد 1391 ساعت 04:42 ب.ظ توسط sara مرهمی بده بردل شکسته ام | |


تویه دنیایه به این بزرگی چرا من تنهام؟

همیشه سنگینی میکنن رویه دوشم کوله بار غمهام

دیگه چشمم عادتشه که به فرمان قلبم هی بباره

قلبی که صبح تا شب تورو داره به یاد میاره

دنیا خیلی بزرگه که تو توش گم شدی

از پیشم رفتی و رفیق مردم شدی

قلبم تورو میخواد تا آخر دنیاو بعد

گرمیه عشقتو دریغ کردی و باهاش هستی سردِ سرد

دیشب خوابتو دیدم که تو اومدی پیشم

گفتی الان با کسیم که تموم زندگیشم

از همونجا دلم به خودش رحم نکرد

از همونجاست که با همه هست بی رحم و سرد

تنها دواشم اینه میدونی خودت فک کنم

از همینجا تا ابد من باید صب کنم

همیشه هوایه دلم ابری و سیاهه

ولی با همین حال واسه تو همیشه چشم به راهه

حالا هرجا که میرم باتو هست خاطره ای

بی تو اصلا نمیگذره حتی کسری از ثانیه ای

تو چطور تونستی قلبمو پرپر کنی

رفتی و با رفتنت جسممو بی سر کنی

گریه هام واست تو نیمه هایه شب خیلی بی صداس

عشقم نسبت به تو بی انتهاس

معلوم نیس دل به کی دادی ولی بازم کار خداس

شاید حکمت اینه که قلبت ازم جداس

قلبم خیلی زود و صادقونه ساخت یه عشق بی بهونه

ولی تو دیگه نیستی لعنت به این زمونه

عشقم خیلی پاک بود ولی کردیش تو قفس

فکر کردی عشقم هست از رو هوس

گریه هام تمومی نداره قلبم مثه سنگ شده

دنیا همیشه اینجوری بوده یا تازه بی رنگ شده

دیگه چیزی نمونده که بشم یه جنون زده ی واقعی

تنها جرمم این بود دل دادم به تو به سادگی

خدایا اگه بهم نرسه دیگه چی راهی دارم

بهتره که بمیرم تااون بیاد سر مزارم

شاید اون دنیا قسمتی شد که باهم

زندگیه جدیدو اونجا ازنو باهاش بسازم


نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت 09:00 ق.ظ توسط sara نگاهی کن بردل شکسته ام | |


خون زخــــم زبونــت رویه دلــمه هـــــنوزم

تیزیات خــیلی بدبودن هنوزم دارم میـــسوزم

نمیدونم چیکاره ام تویه این دنیا هستم غریــب

همه آدمایه دنیا منو هرجوری بود دادن فریب

خون زخــم زبونات از لبـــــاسام پاک نمیشه

عشقــت تــویه قـلبــم هرگــز خـــاک نمیــشه

قلبم دســـت تــو بــود ولــی تو اونو شکستی

با این کارت بهم فهـــموندی خـــیلی پــــستی

تو دیــگه نــفسمی تو نـــباشی مــنم نـــیــستم

تـــویـــه قلبــم جــــزتو جایـی نداره هیچکس

میدونم منو خواستی ولی قــسمتت این نیـــس

میخوای عشق بورزی ولی سهمت این نیــس

تویه پایــیز،برگا درحال ریزش،هوایـه سرد

دلم لـــک زده بـــود هـــوایه دیــدنـتو کـــرد

عشقت مثه برگا از سرو روم داره مـــیریزه

عشقت بهاری داشت ولی حالا نوبت پـــاییزه

منـــکه دوســت داشتم ولی تو گذاشتی رفتی

همون لـــحظه بود که دلمو تو شـــــکســـتی


نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد 1391 ساعت 04:49 ب.ظ توسط sara نگاهی بنداز بردل شکسته ام | |


 

 

 

شب رانوشیده ام

وبراین شاخه های شکسته می گریم

                                        نام:جهنم سرگردان                  مراتنهاگذار

ای چشم تبدارسرگردان!

مرابارنج بودن تنها گذار!

مگذارخواب وجودم راپرپرکنم.

مگذارازبالش تاریک تنهایی سربردارم

وبه دامن بی تاروپود رویاها بیاویزم

سپیدی های فریب

روی ستون های بی سایه رجز می خوانند.

طلسم شکسته ی خوابم رابنگر

بیهوده به زنجیرمرواریدچشم آویخته

اورابگو

تپش جهنمی مست!

اورابگو:نسیم سیاه چشمانت رانوشیده ام.

نوشیده ام که پیوسته بی آرامم.

جهنم سرگردان!

مراتنهاگذار.

 

 


نوشته شده در شنبه 7 مرداد 1391 ساعت 05:53 ب.ظ توسط sara نظرات | |


 

 

آن روز که آتش محبت افروخت

عاشق روش سوززمعشوق آموخت

ازجانب دوست سرزداین سوزوگداز

تادرنگرفت شمع پروانه نســــــوخت                                  


نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد 1391 ساعت 05:48 ب.ظ توسط sara نظرات | |